|
شور شيدايي و فرزانگي |
|
خانه وبلاگ
بايگاني شده ها
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
مشتاق شيدايي
آرشیو وبلاگ
اسفند ۸٦
آذر ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
لینک دوستان
بوسه هاي عاشقانه ام بر باد
حيف انسانمو ميدانم تنهام
دوست من
OOm
احساس تنهايي من
داستانهاي تخيلي من و اژدها
دوست یابی سالم
وبلاگ هاي عاشقانه
لینک امروز
تفريحات اينترنتي
آموزش طراحی وب
طرفداران پرشین بلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
تولد
یا هو
روز تولدی به جای دو پر قفسی از پر دادنم
پرها و پرها نقش زدند و فرش گشتند و سخت گشتند
ما بالغ شدیم و قفس تنگ
روزی که پر دادندم زجر دادندنم کسی نپرسید پای رهایی داری از این قفس نرمین کلفت.
من ماندم و کلید اندیشه و زنجیر تفکر دیگران.
باران
در گیر
یا هو
جهان در سیر است و تو در گل
خوابی!
درگیر دو سه همهمه باطلی!
آگاه باش
بایست
بشوی از روی این عطر مسحور کننده غفلت بخش درگیری را
پر بگشا.
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ٢٠ اسفند ،۱۳۸٦ - مشتاق شيدايي
یا هو
در این فرجام بی پایان
برای روز بی آغاز
من از هر سیب سرخی
نوای هجر می گیرم
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸٦ - مشتاق شيداييچراغ
یا هو
"اگر به دیدن من امدی چراغ بیاور و یک دریچه که از ان به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم!"
اما من چراغم و ان دریچه
نگاه توست به خواستنت
هدفت
رسیدنت
پایداریت
هرانچه که اراده کنی از ان توست
دریچه هایند دم به دم می نگرن خوشبختی تورا
برای من ای مهربان
قنجانی چای ذداغ
دیوانی از مولانا
کتابی از منزوی
و تنبور از مهر بیداد بیاور
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٦ - مشتاق شيدايياستوار
خودم
يا هو
روزها
چون دستهايي كه مرا به پيكره زمان مي كوبند
مي گذرند .
در ميان سلامها لبهاي حيران من غرق مي شود
نگاهي پر از شور اما جامد
اشتياقي بي پايان اما حيران
من گم كرده اي دارم به نام "خودم"
باران ها و باران ها دستان منجمد اميد
بر تن داغ من
شوك اي چون رعدي هولناك بر پيكره درخت پر از يادگاري من ميزند
چشمانم منجمد است و قلبم نيز هم
در قفس انزوا و تنفر خويش ار نا شناخته ها و ندانسته ها
پر از خلوص و ناباوري يك روياي نشكفته پر پر شده است
پر از صلابت است گرچه لبهاي هميشه خندانم
اما گاه لب از گفتن سر شار مي شود و من بيزار
از كلمات از ابراز از فرياد
سكوت ارمغاني است كه گاه
آنچنان سايه سنگين مي كند و خفقان بر فضا مي آكند كه كاش هيچ گاه نمي شكست
مكان قفسي است با هزاران قفل
ومن هزاران كليد در بر
اما قفس سر شار از نبودن است و دل ديگر در هر كنجش ابرو بالا گرفته و فرياد مي كند
در لحظه بودن شايد وحشت زيستن در آينده و گذشتن از گذشته را حبس مي كند
اما
آينده مي آيد
و دستان تو هنوز سردند
و چشمانت منجمد.
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸٦ - مشتاق شيداييقصه دوش
يا هو
مست شو از باده و سرمست شو
نوش كن آن باده و در رقص شو
پيش بكش دست ملائك به خود
موج و مه و خلوت اسرار شو
جامي و صد جلوه ز حق آينه
جرعه اي از هر صفت قدس شو
من نه منم من همه تو آينه
دوش و سحر محرم اسرار شو
اي به برم درد هزاران سفر
نوش تويي در قدحم باده شو
بشكنم اين آينه ي رغائب
ليلة اي در چشم دلم رقص شو
فتوكلت
پيام هاي ديگران () link جمعه ٢٩ تیر ،۱۳۸٦ - مشتاق شيداييآرزو
یا هو
خداوندا پاک کن و بیارای دل ما به ندای لطف حودت.
خداوندا را عشق را با تمام زجرش جاودانه کن و در ما متولذ کن.
خئداوندا دلهای مادران ما را از ما مرنجان .
خدایا خدایا خدایا مرا از هر خاک اگر هزاران بار بیافرینی عشق را از من مگیر. فقط یکبار عاشق پیشگی برای من و تمام عمر همان یک بار
خدایا می بوسمت.
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸٦ - مشتاق شيدايي
یا هو
در شب آرزوها امشب برای هم ارزو کنیم .
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸٦ - مشتاق شيدايي

